سديد الدين محمد عوفى
501
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
خود « 1 » بفرستاد تا او را به بارگاه « 2 » بردند و « 3 » از حال او تفحص كرد « 4 » . چون امير را روشن شد كه او همان بيّاع است كه « 5 » در حق او آن همه انعام و احسان كرد « 6 » و اصطناع نمود « 7 » در حال « 8 » او را « 9 » پيش خواند و به تعظيم « 10 » هرچه تمامتر او را « 11 » بپرسيد و در تقريب و در ترحيب او مبالغت « 12 » نمود و « 13 » گفت : به خانهء خود آمدهاى « 14 » و اگر تمامت مملكت خود به تو دهم و خود در خدمت تو به پاى ايستم « 15 » هنوز « 16 » مكافات آن انعام و احسان كه در حق من كردهاى نكرده باشم چنان كه گفتهاند البادى بالبرّ لا يكفى « 17 » . پس او را مكرم گردانيد و بر جملگى امرا و وزرا تقديم نمود « 18 » و مفاتيح ملك خود در قبضهء كفايت « 19 » او نهاد تا در مدتى نزديك از جمله « 20 » متمولان خراسان شد . و بعد از روزى چند پادشاه « 21 » به نزديك او پيغام فرستاد كه مىخواهم كه مصادقت ميان ما با « 22 » مصاهرت بدل شود و « 23 » خواهرى دارم كه در عفاف و صلاح رابعهء وقت است و در جمال و كمال نهايت « 24 » ندارد و مىخواهم كه او را در حبالهء تو آورم « 25 » مگر بعضى از حق تو بگزارده باشم « 26 » . بياع گفت « 27 » رضا دادم « 28 » و آن خطبه به خطبه « 29 » بدل شد « 30 » و نكاح « 31 » به
--> ( 1 ) متن - خود ( 2 ) متن : بر + امير ، مپ 2 - جمعى را از خواص . . . به بارگاه ، مج + پادشاه ( 3 ) متن + امير ، مپ 2 : او را بخواند و ( 4 ) مج : كردند ( 5 ) متن + او را ، مج + او ( 6 ) بنياد : كرده ( 7 ) مج : اصطناعست ، بنياد - اصطناع نمود ( 8 ) مپ 2 - كه در حق او . . . در حال ( 9 ) متن و بنياد - او را ( 10 ) مج و بنياد : به تعظيمى ( 11 ) متن - او را ( 12 ) مج + ها ( 13 ) متن و مج + او را ( 14 ) مج : آمدى ( 15 ) مپ 2 - و خود در خدمت تو به پاى ايستم ( 16 ) متن و مج - هنوز ( 17 ) متن و مپ 2 : البادى بادا الكافى ( 18 ) مپ 2 - و بر جملگى . . . تقديم نمود ( 19 ) مج : شهامت ( 20 ) مج - جمله ( 21 ) مپ 2 و مج - پادشاه ( 22 ) مج و بنياد : به ( 23 ) متن و مج + من ( 24 ) مج : نهايتش ، بنياد : مثل ( 25 ) بنياد : درآرم ، مج + تا ( 26 ) مج : بگذارم ( 27 ) مج - گفت ( 28 ) مج : داد ( 29 ) مپ 2 - به خطبه ( 30 ) متن - بدل شد ( 31 ) مپ 2 - بدل شد و نكاح